الهی به امید خودت

وبلاگ سابق ارتش سرخ پرسپولیس

تعجب نکنید..

♥سلام بہ همہ ے دوستان♥

ةتعجب نکنید...این جا وبلاگ سابق ِ ارتش سرخ پرسپولیس ِ

دیگه پُست ورزشی نمیزارم

سال۱۳۹۳  سالِ اقتصاد و فرهنگ،باعزم ملی و مدیریت جهادی

لطفا وقتی کامنت میزاری آدرس وبتم بزار...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد 1392ساعت 8:11 توسط رضا |




کاش مــــی دونستــی ...

کاش مــــی دونستــی ...

 

چقــــدر دلمـ هـــوای با تو بودن کــــرده

 

کاش مـــی دونستی چقـــدر دلم از این روزهــــای ســرد

 

بـــی تو بــودن گـــرفتــــه...

 

کــاش مـــی دانستــــی چقـــدر دلـــم برای ضَــربِ آهنگِ قـــدمهایتـــــــ

 

گرمـــی نفسهایـتـــــــ، مهربانــــی صدایتــــــــــــ تنگــــــ شده

 

کاش مـــی دانستـــی چقـــدر دلواپسِ توأم

 

کـــــــــــاش مـــی دانستـــی چقـــدر تنهــام ، چقـــدرخستـــه ام

 

و چقـــدر به بودنتــــــ مُحتاجَم

 

و همیشه ازخودم مــــی پُرسم

 

این همه که من به تو فکـــر مـــی کنم

 

تو هـــم به مــن فکـــر مـــی کنــــی............؟!

 دوستای گلم:تعداد زیادی از لینک ها حذف شده.دقت کنید و ببینید اگه لینکتون نیست دوباره تبادل لینک کنیم

 

+ نوشته شده در دوشنبه سوم شهریور 1393ساعت 9:27 توسط رضا |




بگذار اعتراف کنم

 

بــگذار اعــتــــراف کنم که بـد جـور دلـــم برایت تنـگ شده...

فــکـر نـکن بـی وفـا هستــم ، دلــم از سنـگ نشده..

اعتراف میکنم اینک در حسرت روز های شیرین با تـــو بودنم

بــاور نمیکنم اینک بی تو ام

کاش میشد دوباره بیایـی  و یـک لحظه دست هایم را بگیری

کاش میشد دوباره بیایـی و لحظه ای مرا ببینی

تا دوباره به چشم هایت خیره شوم ،تا برهمه غــم و غـصه های بی تو بودن چیره شوم...

کاش میشد دوباره بیایـی و لحظه ای نگاهت کنم ،با چشم هایم نازت کنم

در حسرت چشم هایت هستم ،چشم هایی که  همیشه با دیدنش دنیایم عاشقانه میشد

بگذار اعـتراف کنم که بد جور دلم هوایت را کرده

در حسرت گرمی دست هایت ،تا کی باید خیره شوم به عکس هایت؟

هنوز هم عاشقم ،

عاشق آن بهانه هایت...

 

کاش بودی و به بهانه هایت نیز راضی بودم،

کاش بودی و من دیگر از سردی نگاهت شاکی نبودم

هـرچه خواستم از تـو بگذرم،از همه چیز گذشتم جــز تـو

هــر چه خواستم فراموشت کنم، همه را فـراموش کردم جـز تـو

هـر چه خواستم به خودم بگویم هیچ گاه ندیدم تـو را

چشم هایم را بستم و باز هم دیدم تـو را

هـر چه خواستم دلم را آرام کنم، آرام نشد و بیشتر بهانه تو را گرفت

هر چه خواستم بگویم بی خیال،بی خیالت نشدم و به خیالت تا جایی که فکرش را هم نمیکنی رفتم


میخواستم با تنهایی کنار بیایم،دلم با تنهایی کنار نیامد

میخواستم دلم را راضی کنم ، یـاد تـو باز هـم به سـراغم آمد

میخواستم از این دنیا دل بکنم ، دلم با من راه نیامد

بگذار اعـتراف کنم که دلـم در چه حالیست

بدجور از نبودنت شاکیست

هـر جا هستی برگرد که اصلا حالم خوب نیست

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم مرداد 1393ساعت 10:28 توسط رضا |




عید

کم کم غروب ماه خدا دیده می شود

صد حیف ازاین بساط که برچیده می شود

در این بهار رحمت و غفران و مغفرت

خوشبخت آن کسی  است که بخشیده می شود

عید شما مبارک...


 

زن وشوهر جوانی سوار برموتورسیکلت در دل شب می راندند. آنها از صمیم قلب یکدیگر را دوست داشتند.

زن جوان: یواشتر برو من می ترسم

 مرد جوان: نه ، اینجوری خیلی بهتره!

 زن جوان: خواهش می کنم ، من خیلی میترسم

 مردجوان: خوب، اما اول باید بگی دوستم داری

 زن جوان: دوستت دارم ، حالامی شه یواشتر برونی

 مرد جوان: مرا محکم بگیر

 زن جوان: خوب، حالا می شه یواشتر برونی؟

 مرد جوان: باشه ، به شرط این که کلاه کاسکت مرا برداری و روی سرت بذاری، آخه نمی تونم راحت برونم، اذیتم می کنه روز بعد روزنامه ها نوشتند برخورد یک موتورسیکلت با ساختمانی حادثه آفرید.در این سانحه که بدلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد، یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری در گذشت مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود پس بدون این که زن جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت خود را بر سر او گذاشت و خواست برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند

 مرد جوان: باشه ، به شرط این که کلاه کاسکت مرا برداری و روی سرت بذاری، آخه نمی تونم راحت برونم، اذیتم می کنه روز بعد روزنامه ها نوشتند برخورد یک موتورسیکلت با ساختمانی حادثه آفرید.در این سانحه که بدلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد، یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری در گذشت مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود پس بدون این که زن جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت خود را بر سر او گذاشت و خواست برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم مرداد 1393ساعت 8:51 توسط رضا |




یه وقتایی باید رفت...

یه وقتایی باید رفت...

اونم با  پای خودت

باید جاتُ تو زندگی بعضی ها خالی کنی

درسته تو شلوغیاشون متوجه نمیشن چی میشه...


ولی بدون

یه روزی

یه جایی

بدجوری یادت می افتن که خیلی  دیر شده ،خیلی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سلام یه برنامه پاور پوینت درست کردم که درباره زندگی یه زن و شوهر که میخوان طلاق بگیرن ولی....

شما میتونین دانلودش کنین و نظرتونو بگین

بـــرای دانلود کلیک کنید.

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام تیر 1393ساعت 8:49 توسط رضا |




شب های قدر

من از عمق وجود خودم ، خدایم را صدا کردم

نمیدانم چه میخواهی، ولی امروز برای تو ،برای رفع غم هایت

برای قلب زیبایت ، برای آرزوهایت، به در گاهش دعا کردم

و میدانم خدا از آرزوهایت خبر دارد ،یقین دارم دعاهایم اثر دارد

 

 

 

از بچه های تیم ملی والیبال به خاطر صعود به مرحله ی نهایی لیگ جهانی والیبال تشکر میکنم

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم تیر 1393ساعت 8:37 توسط رضا |




ماه عسل

سلام

نظرتون درباره قسمت دهم ماه عسل چیه؟

اینم چند تا تصویر از این قسمت

و همین طور خلاصه داستان در ادامه مطلب

 

ماه عسل همه را میخکوب کرد
چند شب پیش " ماه عسل" در دهمین روز از ماه مبارک رمضان از یک  دریچه و رویکرد وصف نشدنی پنجره ی خود را به روی مشتاقان و همراهان همیشگی اش گشود. 

متن کامل در ادامه مطلب...
  



ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم تیر 1393ساعت 18:41 توسط رضا |




عاشق

میدانی؟

آدم های ساده

ساده هم عاشق میشوند

ساده صبوری میکنند

ساده عشق می ورزند

اما سخت دل میکنند

آن وقت که دل میکنند:

جان می دهند

سخت میشکنند

سخت فراموش می کنند

آدم های ساده

 

وقتے دو قلــ♥ــب برای یڪـدیگر بتپد…

هیچ فاصلـــ ــہ اے دور نیسـﭞ …

هیچ زمانے زیــــاد نیسـﭞ…

و هیچ عشـــ♥ـــق دیگرے نمے تواند

آن دو را از هم دور کند !

محڪـم تریـטּ برهاטּ عشــ♥ـــق

اعتمــــــــــــــ♥ــــــــــــاد اسـﭞ…

 آهنگ وبم چطوره؟؟

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم تیر 1393ساعت 9:27 توسط رضا |




گاهی که خیلی غمگین می شوم

گاهی که خیلی غمگین می شوم؛

گریه نمیکنم


فقط لبخندی کش دار و تلخ به گذر زمان و مختصات مکان حواله میدهم


و بی مهابا پاهایم را تکان میدهم


و خیره به دیوار سفید همیشگیِ روبه رویم میشوم


و پوست لبم را می کنم تا خون بیاید


و موهایم را دور انگشتانم حلقه میکنم


و کنج اتاق می شود خلوتگاهم !


گاهی که خیلی غمگین میشوم


خودم را نوازش می کنم در اوج تنهایی


و خود را در آغوشِ خود رها میکنم


دستانم را لمس میکنم تا بدانم که هستم
و فراموش نشده ام


نمرده ام !


گاهی که خیلی غمگین میشوم


مدتها خود را در آینه مینگرم !


امشب از آن گاهی هاست …

 

درد دارد من عاشقانه هایم را می نویسم و دیگران یاد عشقشان می افتند...اما تو!!

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم تیر 1393ساعت 16:4 توسط رضا |




عشق

سلامتی پسری که یه روز عاشق شد
 
سلامتی دختری که یه روز عاشق شد
 
سلامتی پسری که اندازه یه نگاهم به عشقش خیانت نکرد
 
 
سلامتی دختری که هیچی کم نذاشت
 
سلامتی عشق پاکشون
 
سلامتی اون همه خاطره ها،شیطنت ها،دیوونه بازی ها،زیر بارون قرار گذاشتن ها،خیس شدن
 ها،از سرما به خود لرزیدن ها
 
 سلامتی دوستی که زیراب پسرو به دروغ زد
 
سلامتی دختری که حرف دوست مثل خواهرشو باور کرد
 
سلامتی دختری که بی خبر خطش خاموش شد
 
سلمتی اون قسم ها،اون دوست دارم هایی که هیچ وقت تحویل داده نشد
 
سلامتی پسری که هرچی قسم خورد فایده نداشت
 
سلامتی دختری که با چشم خیس به پسر گفت ازت بدم میاد
 
سلامتی پسری که رفت خدمت تا زود برگرده و دلشو بدست بیاره و بره خواستگاری
 
سلامتی۲۱ ماه پست دادنا و لحظه شماری ها و دور بودن ها
 
سلامتی روزی که پسر دعوت شد به جشن عقد عشقش
 
سلامتی اون شب
 
سلامتی اون دوستایی که بخاطر حال پسر بغض داشتن،اما پسر خندید تا جشن خراب نشه
 
سلامتی اون خنده ی زوری
 
سلامتی عروسی که ماه شده بود
 
سلامتی عاقدی که اومد
 
سلامتی اون شناسنامه ها
 
سلامتی بغض پسر
 
سلامتی بار اول
 
سلامتی بار دوم
 
سلامتی بار آخر
 
سلامتی پلاک زنجیری که پسر واسه زیر لفظی روز عقدش گرفت و تو جیبش موند
 
سلامتی زیر لفظی که یکی دیگه داد
 
 سلامتی پسری که هنوز امید داشت به عشقش میرسه
 
سلامتی اجازه بزرگترها
 
سلامتی  بله
 
سلامتی بغض پسر
 
سلامتی اون حلقه که جایگزین حلقه پسر شد
 
سلامتی ماشین عروس
 
سلامتی سستی زانو
 
سلامتی سیاهی چشم
سلامتی پاکت سیگار و نخ هایی که با نخ قبلی روشن شد
 
سلامتی بغض پسر که توی آیینه شکست
 
سلامتی فرداش
 
سلامتی مهمونی که دختره گرفت
 
سلامتی دوستایی که جمع شدن
 
سلامتی شب و روزایی که سخت گذشت
 
سلامتی دوستی که به دختر گفت اون حرفو به دروغ گفته از رو حسادت
 
سلامتی دختری که باتمام وجود گریه کرد
 
سلامتی تیغی که تیز بود
 
سلامتی رگ دست
 
سلامتی دختری که خودکشی کرد
 
سلامتی لحظه ای که به پسر خبر دادن
 
سلامتی ملاقات توی بیمارسان
 
سلامتی اون۵-۶ دقیقه ی تنها با دختر
 
سلامتی اون چشم های نیمه باز خیس
 
سلامتی شرم دختر
 
سلامتی صبر پسر
 
سلامتی قسم هایی که پسر به دختره داد تا فراموش کنه که زندگیش  خراب نشه
 
سلامتی قسم جون پسر
 
سلامتی قبول کردن دختر
 
سلامتی لحظه ی خداحافظی
 
سلامتی یه عمر تنهایی
 
سلامتی خنده های کودکی که توی راه بود
 
سلامتی دختری که مادر شد
 
سلامتی پسری که حسرت پدر بودن تا ابد به دلش موند
 
سلامتی هق هق هایی که داستان شد تا دلی آروم بشه
 
سلامتی امشب
 
سلامتی عاشقایی که هرگز به عشقشون نرسیدن
 
و از دور نگران یکی یه دونه شون بودن
 
و با بغض و با سکوتشون گفتن:
 
آهای غریبه این که دستش توی دستای تو ء همه ی دنیای منه
 
خیلی مراقبش باش
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم تیر 1393ساعت 10:12 توسط رضا |